خانه / مقالات / خلاقیت در کار و زندگی / چارچوب های ذهنی شامل چه چیزهایی می شود؟

چارچوب های ذهنی شامل چه چیزهایی می شود؟

در مقاله قبلی راجع به چارچوب های ذهنی خلاقیت گفتیم. اینکه چرا شکستن این چارچوب ها می تواند برای ما راهگشا باشد؟

میتوانید آن را در این آدرس بخوانید.

و حالا ..

 

این چارچوب های ذهنی شامل چه چیزهایی می شود؟

برای اینکه بتوانیم از چارچوب هایمان بیرون بیاییم، قاعدتا باید اول آن را بشناسیم.

چارچوب ذهنی ما مانند یک مکعب است که شش وجه دارد. بیایید نگاهی به این وجوه داشته باشیم و نسبت به آن آگاه تر شویم.

 

  • وجه ۱ : فرضیات محدودکننده

در این مورد در انتهای مقاله قبل با عنوان “چارچوب های ذهنی ضدخلاقیت” صحبت کردیم. اینکه ما یک اتفاق و قانون و محدودیت را به کارهای دیگر تعمیم می دهیم و فرضیات جدیدی برای خودمان میسازیم که عملا در آن مسئله وجود ندارد.

فرض کنید من از شما می خواهم از جایی که هستید به میدان آزادی بیایید و یک ساعت دیگر آنجا باشید. شما با خودتان فکرمیکنید که من ساکن تهران نیستم، چطور در کمتر از یک ساعت خودم را به میدان آزادی تهران برسانم؟؟

لطفا یک بار دیگر به موردی که از شما خواسته ام دقت کنید. آیا من اسمی از تهران آورده بودم؟ به احتمال بسیار زیاد شما هم در شهر خودتان یا شهر مجاورتان میدان آزادی دارید (چون این اسمی فراگیر برای خیابان ها و میدان های شهرهای ماست) اما شاید چون میدانید من ساکن تهران هستم و یا شاید چون میدان آزادی تهران میدان معروفی است برای خودتان و در ذهن خودتان سوال را تحریف میکنید و برای خودتان محدودیت ها و قوانینی در نظر می گیرید که اصلا از شما خواسته نشده است.

 

  • وجه ۲ : اعتیاد (عادت) به وضع موجود

احتمالا می دانید که این یکی از اساسی ترین موانع خلاقیت است. اگر همه انسان ها به وضع موجودشان عادت میکردند -به همین وسایل، به همین روش ها- آیا هرگز تغییری در دنیا به وجود می آمد؟

همه ما عادت های بسیاری داریم که بدون اینکه به آنها فکر کنیم از صبح تا شب انجامشان می دهیم. شاید حتی اگر کسی به ما بگوید که تو همیشه فلان کار را میکنی تعجب کنیم و با خودمان بگوییم واقعا اینطور است؟

حتی احتمالا برایتان پیش آمده که موقع رانندگی در یک روز تعطیل اشتباها خروجی اتوبان را به سمت محل کارتان بپیچید و یک مرتبه به خودتان بیایید که چرا اینجایید!! این است قدرت عادت های ما!

 

ما به وضعیت فعلی مان هم به همین صورت عادت میکنیم، بدون آنکه متوجهش باشیم.

 

شاید داستان آزمایش قورباغه و تغییر شرایطش را شنیده باشید. قورباغه ای را درون طرف آبی انداختند و به یکباره آب ظرف را داغ کردند. فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ بله، قورباغه با سرعت از ظرف بیرون پرید. بار دیگر قورباغه را در ظرف آبی قرار دادند و آب را کم کم داغ کردند. حالا فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ قورباغه باز هم با داغ شدن آب بیرون پرید؟ نه. این بار قورباغه در آب داغ ماند و از بین رفت چون با تغییر تدریجی شرایط به آن عادت کرده بود و متوجه فاجعه ای که انتظارش را می کشید نشد.

این مقاله رو هم بخوانید:  تفکر کودک - ۲

 

چهارچوب های ذهنی ضدخلاقیت

 

جمله ای از هنری فورد (مالک کارخانه خودروسازی فورد) نقل می شود که گفته است :

“اگر از مردم میپرسیدم چه وسیله ای می خواهید که حمل و نقل شما را راحت تر کند جواب می دادند یک اسب تندتر!” در واقع مردم به همان شرایطی که دارند فکر میکند نه به یک چیز کاملا جدید.

 

حالا که میخواهیم خلاق تر شویم کمی به عادتهایمان فکر کنیم و سعی کنیم بعضی از آنها را از بین ببریم یا با دقت روی آن تغییراتی بدهیم تا این پیام را به مغزمان و ناخودآگاهمان بدهیم که نمیخواهیم به وضع موجود عادت کنیم.

کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد بر این اساس نوشته شده است. آیا آن را خوانده اید؟

اگر دوست دارید این کتاب معروف را بخوانید این سایت یکی از راه های تهیه آن است.

 

  • وجه ۳ : عقلانیت بیش از حد

خلاقیت همیشه با کمی عجیب بودن همراه است. اگر ما بخواهیم به همه چیز خیلی منطقی نگاه کنیم آیا می توانیم به چیزهایی فکر کنیم که وجود ندارند؟

قطعا نمی توانیم چون ما نیاز به قوه تخیل داریم، به تصور چیزهایی که هرگز ندیده ایم، حتی به کمی خیال بافی.

عقلانیت و دیدن محدودیت ها بسیار خوب است و حتی ضروریست چون ما نمیخواهیم وقت خودمان را روی ایده هایی تلف کنیم که به هر دلیلی عملی نیستند اما عقلانیت بیش از حد باعث میشود بالهای خیال ما چیده شود و چارچوب های ذهنی ما شکل بگیرد و ما در شرایط فعلی بمانیم.

چهارچوب های ذهنی ضدخلاقیت عقلانیت بیش از حد

گاهی فقط لازم است که به مسئله از زاویه دیگری نگاه کنیم تا متوجه شویم که آن چیزی که ما خیلی عاقلانه می دانستیم و روی درست بودن آن خیلی اصرار داشتیم در حقیقت درست نیست بلکه فقط از زاویه دید ما و با دانش فعلی ما درست بوده است. اگر این اتفاق را فقط یکبار تجربه کنیم متوجه می شویم که عقلانیت و تکیه بیش از حد بر روی آن کار درستی نیست و ما را از پیشرفت باز می دارد.

این مقاله رو هم بخوانید:  چطور از چارچوب های ذهنی ام بیرون بیایم؟

 

گاهی لازم است کارهایی انجام بدهیم که بنظرمان ناممکن هستند.

 

گاهی لازم است کارهایی انجام بدهیم که از دید دیگران و یا حتی از دید خودمان عاقلانه نیست. اصولا خیلی از کارهای مهیج در این دسته قرار میگیرند. آیا کسی که عاقلانه به همه چیز نگاه میکند ممکن است یک بار بانجی جامپینگ را امتحان کند؟ ممکن است سوار ترن بشود؟ ممکن است در استخری عمیق شیرجه بزند؟ یا هر کار مهیج دیگری که در ذهن شماست.. آیا یک شخص خیلی عاقل آنها را انجام میدهد؟ و آیا لذت هیچ یک از آنها را احساس میکند؟

 

  • وجه ۴ : گستره دید محدود (دید تونلی)

دید محدود داشتن باعث میشود که ما روی یک جنبه تمرکز کنیم و جنبه های دیگر را نبینیم.

حالا ممکن است با خودتان بگویید این که چیز بدی نیست! این کار اتفاقا باعث ایجاد تمرکز میشود.

در جواب باید بگویم که حرف شما کاملا صحیح است. شما در مورد جنبه مثبت دید محدود و تونلی صحبت میکنید. از این منظر شما درست میگویید و احتمالا در زندگی تان نتایج مثبت این دید محدود داشتن را هم دیده اید.

اما صحبت ما در مورد جنبه منفی این ماجراست. جنبه منفی آن این است که ما نتوانیم دید وسیعی داشته باشیم و فقط روی یک بخش ماجرا فوکوس کنیم. در بسیاری از تکنیک های خلاقیت ما نیاز به ترکیب کردن چند بخش داریم، یا کم کردن یک بخش و کارهایی دیگر. حالا شما تصور کنید که ما این دید جامع را نداشته باشیم و نتوانیم روی بخش های مختلف کار مانور بدهیم. چه اتفاقی می افتد؟ حتما در آن زمان نمی توانیم بگوییم که خب من این بخش کار را کم میکنم و آن را با این ایده به بخش دیگر اضافه میکنم.

 

چهارچوب های ذهنی ضدخلاقیت دید تونلی

 

  • وجه ۵ : عدم تحمل ابهامات

خلاقیت با ابهام عجین است. ما تا زمانی که به ایده کاملمان نرسیم ابهامات زیادی سر راه داریم که باید یکی یکی با آنها روبرو شویم و برای هرکدام فکری کنیم.

حالا اگر من وسواس داشته باشم برای اینکه هیچ وقت در موقعیتی مبهم نمانم و بخواهم همیشه همه چیز را بدانم و همه چیز برایم شفاف باشد چه اتفاقی می افتد؟ قطعا وضعیت خلاقانه برای من به وضعیتی ناخوشایند و آزاردهنده تبدیل می شود.

اگر ما مدام سوالات مختلف نپرسیم میتوانیم خودمان درمورد خیلی چیزها تصمیم بگیریم اما گاها با سوالات مختلف پرسیدن کار را برای خودمان سخت تر میکنیم.

احتمالا در دوران تحصیلتان با این اتفاق روبرو شده اید که موقع امتحان یک نفر از معلم می پرسید برای این سوال چند خط بنویسیم؟ و پاسخ معلم که مثلا میگفت حداقل ۵ خط آه از نهاد همه بلند میکرد و جملاتی هم نثار پرسنده سوال میشد! همه ما میگفتیم چرا پرسیدی؟ چون این پرسش وضع را بدتر میکرد. اگر سوالی پرسیده نمی شد ممکن بود دو خط جواب ما هم نمره کامل داشته باشد اما حالا ..

این مقاله رو هم بخوانید:  چطوری تمرین خلاق بودن کنم؟

پس میبینید خیلی از اوقات با سوال زیاد پرسیدن کار را برای خودمان سخت تر و خودمان را محدودتر میکنیم.

یاد کاراکتر آقای همساده افتادم. سوالات زیاد و محدود کردن شرایط برای خودش!

 

  • وجه ۶ : نداشتن انگیزه های درونی

سخت ترین کارهایی که تا به حال در زندگی تان انجام داده اید و بزرگترین نتایجی که گرفتیه اید را به خاطر بیاورید.

آیا انگیزه ای درونی برای انجام آن داشتید؟

اگر به موقعیت های مختلفتان فکر کنید احتمالا جاهایی که انگیزه درونی داشتید خیلی بیشتر تلاش کرده اید و خیلی بیشتر از مسیر موفقیت لذت برده اید اما اگر این انگیزه وجود نداشته در واقع یکی از شش وجه مکعب ذهنی و چارچوب های ذهنی تان را ساخته اید و حتما به شما سخت تر گذشته است.

 

اگر من به شما بگویم بیا امشب از تهران به اهواز برویم و فرداشب برگردیم احتمالا از آن استقبال نمیکنید.

اینهمه راه بیایم و برگردم فقط برای یک روز؟؟

اما اگر مادرتان یا عشق زندگیتان در اهواز باشد چطور؟

معمولا پای صحبت سربازها بنشینید از این خاطرات دارند. کیلومترها رفته اند برای دیدن یک لبخند. این است معجزه انگیزه داشتن در زندگی.

 

و اشتباهی که خیلی از ما در روابطمان مرتکب میشویم این است که از همسرمان می خواهیم با ما فلان کلاس بیاید، از فرزندمان می خواهیم تلویزیون دیدن را تعطیل کند و درس بخواند، از دوستمان می خواهیم حتما در فلانی مهمانی ما شرکت کند.. و هرکدام از آنها که این کارها را نکنند ما ناراحت می شویم. آیا تا به حال به انگیزه های آنها فکر کرده ایم؟ همینقدر که برای همه این کارها انگیزه نیاز است برای کارهای خودمان هم به انگیزه درونی نیاز داریم پس آن را دریابیم.

حتما پیشنهاد میکنم این سخنرانی تد را ببینید و بشنوید تا ببینید چطور می توان ورای محدودیت ها زندگی گرد. اولین گام در ذهن ماست. دومین گام خلاقیت است.

برای دیدن ویدئو اینجا کلیک کنید.

 

خب حالا احتمالا دوست دارید بدانید که چطور می توانید از این چارچوب های ذهنی بیرون بیایید..

در مقاله بعد به این مطلب میپردازیم.

درباره ی سعیده قاسمی

مطلب پیشنهادی

خلاقیت چیست؟

خلاقیت چیست و از کجا می آید؟

آیا می دانستید که شما خلاق هستید؟ آیا می دانستید که این ودیعه ای در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب رایگان
برای دانلود کتاب الکترونیکی رایگان
انجام سفارش شخصی خوشاینده !
فرم زیر را تکمیل کنید
با تشکر از شما.... کمتر از یک دقیقه ی دیگر کتاب "انجام سفارش شخصی خوشاینده !" به ایمیل شما ارسال می شود.
با تشکر از شما.... کمتر از یک دقیقه ی دیگر این فایل آموزشی به ایمیل شما ارسال می شود.