خانه / مقالات / احساس میکنم کودکی هایم خلاق تر بودم!

احساس میکنم کودکی هایم خلاق تر بودم!

انسان ذاتا خلاق است. هر کودکی از بدو تولد این ویژگی را دارد و ما نمودهای مختلف آن را به خاطر داریم.

به خاطر می آورید که در کودکی وقتی به ابرها نگاه می کردید شکل های مختلف از آنها می ساختید؟ وقتی در اتاق دراز کشیده و آماده خواب بودید سایه های روی دیوار برای شما شکل های مختلفی میساختند؟ گاهی شخصیت های کارتونی در آن سایه ها به دیدن شما می آمدند و گاهی افراد ترسناک.

در لکه های آب، فرم های روی کاشی حیاط یا قسمت های کنده شده دیوارهای آجری شکل های مختلفی دیده می شدند. اینطور نیست؟

شاید در آن زمان از زاویه ای که اکنون می خواهیم به ماجرا نگاه کنیم نگاه نکرده باشید. اما قطعا الان می دانیم که همه اینها رفتارهای خلاقانه ای بوده اند. رفتارهایی که بخش زیادی از زیبایی کودکی های ما را می ساختند. اگر در آن زمان برای هرکدام از این ها امکاناتی فراهم میشد و ما دیگر نیاز نداشتیم از خلاقیت خودمان برای ساختن اشیا و لوازم بازیمان استفاده کنیم شاید اینقدر لذت نمی بردیم و خلاقیت ما در نطفه خفه می شد.
بله، همه ما در کودکی خلاق بوده ایم و اتفاقات بسیاری آن را از ما دور کرده است. البته در برخی پررنگ تر مانده اند و در برخی کم رنگ تر شده اند. برخی از ما آن را در خود پرورانده ایم و یا دیگرانی بوده اند که آن را در ما پروردانده اند، و برخی از ما با روزمرگی ها از آن فاصله گرفته ایم.

به یاد دارم در کلاس سوم دبستان بودم. معلم آن روز درس مکعب، مکعب مستطیل و هرم را به ما داد و برای بخشی از تکلیف فردا از ما خواست که این حجم ها را بسازیم و با خودمان بیاوریم. من علاقه زیادی به این کارها داشتم چون هم نظم و ترتیبی ذاتی داشتم و هم از انجام کارهایی که بعد هنری داشت لذت می بردم. فردای آن روز من با حجم های کوچک و زیبای کادوپیچ شده به کلاس رفتم و وقتی حجم های ساخته شده بقیه دوستانم را دیدم کاملا منتظر بودم که معلم من را مورد تشویقی مبسوط قرار بدهد! اما این اتفاق نیفتاد!!

روزهای ابتدایی سال بود و معلم هنوز با ما آشنایی زیادی نداشت. من باتوجه به اینکه در دو سال قبل از شاگردهای خیلی خوب کلاس به حساب می آمدم همیشه عادت به تشویق شدن داشتم و از طرفی در این مورد خاص هم واقعا خودم را آماده تشویق شدن می دیدم اما معلم برخورد کاملا برعکسی از خودش نشان داد!

او مکعب های من را برداشت و گفت روی وسایل آماده کاغذکادو کشیده ای! و بعد شروع به باز کردن کاغذکادوها کرد. خب قطعا از وسایل آماده خبری نبود و داخل کاغذکادوها طرح های دست ساز یک دختر بچه 9 ساله بود که برای جلوه دادن به کارش و شاید برای ارضاء بخش هنری وجودش این کار را کرده بود.

از این اتفاق سالهای زیادی می گذرد و خوشبختانه من به دلیل علاقه ای که به معلمم داشتم ضربه ای از این کار نخوردم ( یا شاید اینطور تصور می کنم ) !.. اما قطعا این اتفاق و این حس بسیار ناخوشایند می توانست مسیر زندگی من را تغییر بدهد و هنر و اعتمادبنفس را همزمان در وجود من از بین ببرد.

این داستان را با شما شریک شدم تا یادآوری کنم که همه ما اتفاقات بسیار مختلفی را از سر گذرانده ایم و در زندگی همه ما روزها و افرادی بوده اند که بخش هایی از وجود ما را کمرنگ و بخش هایی را پررنگ کرده اند.

اگر بخواهیم به بحثمان برگردیم باید بگوییم که به هرحال چیزی که امیدبخش است این است که ما ریشه خلاقیت را در وجود خودمان داریم، باید از آن نگهداری کرده و مجددا از آن مراقبت کنیم، این ریشه آبیاری و رسیدگی مجدد میخواهد تا دوباره سر از خاک بیرون بیاورد.. همین.

اقدام کوچک شما در این لحظه :
لطفا به اتفاقی که احساس می کنید باعث متوقف کردن شما شده است فکرکنید. شاید باز کردن آن اتفاق در ذهنتان بتواند سایه آن را از کار و روند رشد شما بیرون بیاندازد.

این مقاله رو هم بخوانید:  جایگاه خلاقیت در مدارس ایران - 2

درباره ی سعیده قاسمی

مطلب پیشنهادی

تمرین خلاقیت

چطوری تمرین خلاق بودن کنم؟

در مقاله قبلی به این موضوع پرداختیم که “خلاقیت چیست و از کجا می آید”؟ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود کتاب رایگان
برای دانلود کتاب الکترونیکی رایگان
انجام سفارش شخصی خوشاینده !
فرم زیر را تکمیل کنید
با تشکر از شما.... کمتر از یک دقیقه ی دیگر کتاب "انجام سفارش شخصی خوشاینده !" به ایمیل شما ارسال می شود.
با تشکر از شما.... کمتر از یک دقیقه ی دیگر این فایل آموزشی به ایمیل شما ارسال می شود.